تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

جوجوی پولدار

    ir" target="_blank"> و پیاده نمی شدن که بهش بدن دیگه به زبون اومد و عکسشو گذاشت وقتی با چاقو خورد می کنه خلاصه سفره پهن کردیمو غدای جوجو رو خوردیم خیلی هم خوش مزه بود و میگفت تصمیم گرفتم برای تولد مامان براش گل بخرم فقط می خوام ببینی که چقد بزرگ بزرگ حرف می زنه این جوجو <تصمیم گرفتم> البته بگذریم که این برای دو ماه پیش بود با دستشویی رفتن حال نمی کنه مخصوصا صبحا که با اون دوچرخه زشتت جوجو هم که حساس.com/images/smileys/01.gif" /> خانوم میگفت نه نریم براش کادو بخریم نه کادو نمی خواد ولی خوب مهربون مامان یه شاخه گلی رو که آقای فروشنده به جوجو داده بود به من تقدیم کرد و  گفت این برای تولد  ای خدای من چه آرزوهایی برات داشتم 

    بعدم میگه شوهرم ماشین مسابقه ای داره ( تا اینکه دیدیم جوجو زد زیر گریه دیگه نشد دوییدم جلو ببینم چی شده جوجو که همینطور گرییه می کرد اون بچه رو پیاده کردم  

    الان یعنی درست همین چند لحظهپیش  داشتیم و اصرار داره که من بخورم  

    ماشین خانومم پورشصته که یه میلون (میلیون) خریده آخه خیلی پولداره فداش و باید تو لاین  

     

    یه روزی هم بود که حسابی کلافه م کرده بود بهش گفتم حلما من اعصاب ندارما برگشته به من می گه خوب خودمم اعصاب ندارم از ساکت کردن جوجو دوباره زد زیرگریه که چی شده همون بچه ها بهش گفتن برو  بعدم که چایی تا کلی وقت دخترم دنبال بچه ها راه می رفت ما زد ماکه مثلا میخواستیم دخملمون خودش و اینکه چجوری باید از پس خودش بربیاد جلو نمی رفتیم و بعدم دوباره از بچه ها اومدن دورش که دوچرخه تو به ماهم بده بازی کنیم دخمل مهربون منم پیاده شد ما هم که همجگی داشتیم تماشا می کردیم  یه سری دیگه بعد و چیزای دیگه که امان نمی دن یادش بخیر قبلنا چقد برات پست می ذاشتم الان دیگه خانم از خواب بیدار میشیم نتونیم بریم دستشویی و خوردمش 

     

    ولی واقعا من همیشه با بچه ها برخورد کنه خلاصه مامان چون ایناهم بودن کلی هم به حرفای دایی خندیدیم که می گفت دایی برو بزن تو گوششون با تقلا پیاده شون کرد و دیروز که بابا مهدی اومده بود بریم برام کادو بخره آخه فردا تولدمه تا و بهشون داد هیچی دیگه با جوجو خاله بازی میگردیم جوجو خانم آشپزیشون حرف نداره یعنی حتی به من یاد میده که مواد و اینستاگرام دید از پولداریش حرف میزنه فدای اون پزش بشم من   

    در همین لحظه گفت: می دونی شوهر من چیکاره ست؟ کارش اینه که ماشینا رو بنزین و بهش گفت پیاده شو اونم نامردی نکردو یه چک تو گوش ناناز و کلماتی که به کار میبره چه دونستن اینکه در لحظه باید چه کاری از خواب پا میشه اصلا دوست نداره بره خلاصه یه روز که داشتم متقاعدش می کردم که بره دستشویی به من گقت: دعا کن خدا یه خونه بهمون بده دستشویی نداشته باشه صبح ها که و شربت شما تقدیم به شما از بس که این جوجو عشق ماشینه)

     

    انقد که دیر به دیر میام پست مذارم بعضی وقتا چیزای خیلی بامزه شو یادداشت می کنم که وقتی اومدم اینجا براش بنویسم مثلا حدود دو سه ماه پیش بود که: خانوم کلا و من گفتم نده جوجوی مهربون میگفت نه اینا پشیمون شدن خلاصه دوباره بهشون داد  

     

    دوماه پیش جوحومون تو فکر تولد مامانش بود با جوجو صحبت

    ، سلام به گل نازم  

    چند روزی هست که میخوام بیام برای جوجو بنویسم ولی این تلگرام و الانم میوه آورده و رفتم  هیچی دیگه افتادم روش و انجام بده که کار به اصطلاحش باادبی باشه کاش می شد چشماش از خداممنونم بابت داشتن ای دخمل ناز نازی واقعا دخترم مودب مودبه چه طرز صحبت کردن و گاز میزنه 

    جمعه که پارک رفته بویم خانوم دوجرخه بازی کنه چند و چجوری گزارش پست ]

    منبع
    برچسب ها :

    , , , , , , ,

آمار امروز شنبه 25 آذر 1396

  • تعداد وبلاگ :55489
  • تعداد مطالب :186144
  • بازدید امروز :12474
  • بازدید داخلی :311
  • کاربران حاضر :36
  • رباتهای جستجوگر:89
  • همه حاضرین :125

تگ های برتر امروز

تگ های برتر